تبليغاتX
حدیث بی قراری
 
حدیث بی قراری
 
 
گاه نوشته ها
 
این روزها همه دوستان سرما خورده اند و طوره دچار عارضه گردیده اند که وبلاگها به تعطیلی کشیده شده است.

مطالب توسط ویروسهای ناشناس پاک گردیده است . و شماره موبایل بنده از حافظه  گوشی آنها

پاک  گردیده .

در این راستا  چشمها ی عزیزان  هم کم سو شده  و چند متری خود را  فقط می بینند. .

به علت گریپ و خناق شدید دچارخفقان  گردیده  و در اثر  شنیدن خبری که یک نفر در بیمارستان

بستری شده   . این حضرات   دچار اسهال  هم شده اند و  دیری است که  خود را بسته اند به

جوشانده های   مقوی    .

لذا جهت عدم سرایت بیماری  خطرناک  جدید  از تماس  تا اطلاع ثانوی  خودداری کرده  و نیز دست به

کامپیوتر  خود نزنید.     متشکرم

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 0:18  توسط رژ  | 
چند روزی بود که بعد از مدتها انتظار باران خوبی زد و همه جا شسته رفته شد .غیر از ما آدمها

که هنوز غبار غمها روی صورتمان نشسته است. و انگار هیچوقت  بلند شدنی نیست . انتقالش

می دهیم به نسل بعدی و همینطور برود جلو  . به نظر می رسد شادی ها مان هم مصنوعی است.

دلخوشنک  است  و گول زنکی است که خودمان ساخته ایم . یعنی چه معنی دارد  اطراف آدم این

همه بدبختی که هوار می شود رویمان و  بعد بی خیال باشی  . نه هیچ جوری با هم جور نمیشه

وقتی شبکه های ماهواره ای را می بینید و مردم دیار کفر و الحاد را چه احساسی دارید؟

موسیقی و بزن و برقص و تازه غصه می خورند برایشرق و یا افریقا و یا قحطی زده ها  گفتم خوب است یک عده مصیبت زده هستند و گرنه  غم کجا را باید می خوردند.

و دلم به هم خورده می شود از تمام زندگی و کل  این دنیای وارونه . 

کاش می آمدند هر چی شبکه بود جمع می کردند  . تا بچه های ما اقلا کمتر دروغ بشنوند و کمتر دروغ

بگویند  .

کاش می امدیم به احترام  انسانیت  یک سال تلویزیون   را خاموش کنیم  . تا چشممان به سیما

روشن نشود .

 |+| نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 22:51  توسط رژ  | 
حالا چه خواب چه خراب اینجا چه می کنی؟

هیچ اینجا فتاده ای را ست گرفتم خود از پا در آمدم.

زخم های از آشنا خورده التیام  نمی یابد

کلمات کتک خورده و له شده زیر دندان  که جویده شده اند

مقرری  ماهانه را

دو برابر می کند

عیشی در زیر سایه  بید

چقدر  حیرت چقدر شگفتی    دیروز  فرقش با امروز  فقط یک خوابیدن خورشید است

بی خیال  از میان ما دو تا من باید همیشه  خدا منتظر  بمانم .

چه فرقی می کند؟

 |+| نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 19:1  توسط رژ  | 
چون جوباره ای را بخشکانی

دل رودی را شکسته ای

چون فانوسی را خاموش کنی

خورشید را رنجانده ای

 و چون خورشید را نادیده بگیری

تاریکی فرود خواهد امد

و تاریکی تو را خواهد کشت.

                                    از کتاب  <سلیمانیه و سپیده دم جهان  نویسنده شیرکو بی کس

                                     به کوشش سید علی صالحی و محمد رعوف  مرادی  >

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 9:58  توسط رژ  | 
 
  بالا